مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلاماللهعلیها
شاعر : علی گلچین پور
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن
قالب شعر : مربع ترکیب
روحِ ادب را با قدومِ خود معـطّر کرد دنیـایِ مـا آلـودهها را هم مـطـهّر کرد
هرآنچه را که خواستیم از او، میسّر کرد در سرنوشتِ سینهزنها هم مقدّر کرد
تا که به دنـبـالِ امـیـرالمـؤمـنـین باشیم
تا ریـزهخـوارِ سـفـرۀ اُمُّالـبـنـین بـاشیم
آرامـشِ دنـیـا به لـطفِ او رقـم خورده تـدبـیـر کرده فـتـنۀ دشـمن بهـم خورده
با یادِ زهرا و غمش، هرلحظه غم خورده در پایِ عشقِ پاکِ مولایش، قسم خورده
مفـهـومِ ایـثار و ادب را رهبری کرده
نامـادری نه! بعـدِ زهـرا مـادری کرده
همواره قبل از هر دعـا اُمُّالبنین گـفتیم در بـیـن امـواجِ بـلا اُمالـبـنـیـن گـفـتـیم
در اوجِ سـخـتی ذکرِ یا اِمُّالبنین گـفـتیم از جان و دل هر بار تا اُمُّالبنین گـفـتیم
دیـدیـم حـاجـتهـا روا شـد با نـگـاهِ او
شکـرِ خـدا هـستـیم، عمری در پناهِ او
در خانه هرکس که گرفـتارِ بلا میشد یک سـفـرۀ امالبـنـیـن نـذریِّ ما میشد
وقتی بساطِ روضه در خانه بـنا میشد دردِ هـمـه با یـک نـگـاهِ او دوا میشد
نامش همیشه قـلّۀ ذکر و مناجات است
چون مادرِ بابالحوائج، بابِ حاجات است
باور نمیکرده که عباسش زمین خورده از نانجیبان، پهـلـوانِ او کـمین خورده
دستش جدا و از یسار و از یمین خورده بر فرقِ او هم یک عمودِ آهنین خورده
در حسرتِ مشکِ دریده روضه میخوانده
با یادِ آن دستِ بریده روضه میخوانده
او روضهدارِ روضههایِ کـربـلا بوده مــاتــمزده از مــاتـمِ رأسِ جــدا بــوده
یادِ لبِ خـشکِ حـسـیـنش هرکجا بوده هـمـراهِ زینب او همیشه در عـزا بوده
دنیا برایش تیره و هم رنگِ با شب شد
شرمندۀ رویِ رباب و رویِ زینب شد
|